ناصر الدين شاه قاجار

131

شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )

يونس ( ع ) اين‌طرف آب لب آب بود گنبد و بارگاهى داشت . نرفتم به زيارت . يك مرغ سقاى خرى در آب نشسته بود . سياچى سوار رفت نزديك با چهار پاره زد افتاد روى آب . آدم « 1 » آقا وجيه محمد قزوينى كه خيلى ناپاك است ، گفتيم لخت شد ، اسب را هم لخت كرده سوار شد زد به آب . قدرى كه اسب رفت به شنا ، افتاد . باز بيرون آمد الى آن‌طرف آب رفت . در اين بين مرغ سقائى كه سياچى زده بود توى آب بود . محمد از اسب پائين آمده ، مرغ را با يك دستش گرفت . با يك دست هم دم اسب را گرفت اسب ، شنا كرده اسب و آدم و مرغ همين‌طور آمدند . اين طرف خيلى كار كرد . خلاصه كسانى كه از كربلا از روى آب به نجف مىآيند ، بايد از همين جا از پهلوى مقبره يونس بيرون آمده ، در مسجد كوفه سوار الاغ بشوند ، يا پياده بروند شهر نجف . اما محقق كه يك روز پيش از ما از كربلا درآمده بود [ كذا ] از راه آب به نجف بيايد هنوز نرسيده است بسيار تعجب كردم . نمىدانم چه شده است . خلاصه سوار شده از كوچه باغى كوچك و كم طول گذشته به صحرا افتاديم رفتيم ، مسجد سهله اينجا هم مثل مسجد كوفه است اما كوچكتر به همان تركيب است وسط اين هم مقامات انبيا و اوليا دارد كه همان‌طور سكو و محراب ساخته‌اند قدرى ايستاده برگشتم سوار كالسكه شده از دم مقبره كميل بن زياد كه بسيار چهار ديوار كوچكى بود ، گذشته از همان راهى كه صبح آمده بوديم رفتيم به منزل شب خوابيديم . iuchi روز شنبه شانزدهم [ شهر رمضان ] امروز صبح كه برخاستم هوا ابر و تر و تازه بود . از نصف شب دريا به تلاطم « 2 » آمده امواج زيادى پيدا شده بود . دريا صدا مىكرد . بسيار بسيار باصفا هوائى بود ، مثل بهشت . امواج مثل درياى مازندران مىزد . از امروز بنا شده است ، قرق حرم‌هاى مبارك از صبح الى ظهر براى حرم خانه و ما بشود . كه ديگر رفتن و آمدن حرم به شب نيفتد . حرم‌ها زود رفتند ، به زيارت ما ناهار خورديم بعد از ناهار علماى نجف را مشير الدوله به حضور آورد كه اسامى آنها نوشته مىشود از اين قرار است « 3 » [ 375 ] بعد كه اين علما رفتند آقا سيد حسين ترك تبريزى كه عالم فاضلى است و ريشش قرمز است و قدرى طبيعتا

--> ( 1 ) . آدم : نوكر و خدمتكار ( 2 ) . اصل : طلاطم ( 3 ) . در اصل نامى ذكر نشده است . اين نام‌ها در صفحات بعد آمده است .